مرگ = نبودن ؟

 

برگشتم به 7 سال قبل ... حتی بدتر از اون موقع‌ام
به عدالت خدا شک کرده‌ام و این یعنی نزدیک شدن به مرز زندگی‌ام!

با عصبانی شدن دیروزم انگار همه‌ی خشم درونی‌ام راه پیدا کرده برای بیرون ریختن خودش...
از همه چیز عصبانی‌ام، بیشتر از همه از خدا

لعنت به این زندگی

 

/ 3 نظر / 22 بازدید
jimboo

بازم که با خدا دست به یقه شدی دختر خوب[نیشخند] اخه اون چه گناهی کرده که خدای تو شده؟[نیشخند] چند میگیری که اون دیگه خدای تو نباشه؟[نیشخند] بخند عزیز به بازی های دنیا باید خندید نه رنجید[چشمک]

ما رو نساخته که بشینه اون بالا و تکتکمون رو نگاه کنه و هی حواسش باشه که چی چیکار میکنه و چی نمیکنه! این عالم رو آفریده . تمام!

خودخوری نکن