زخم بالم به خون نشست . . .

 

گیریم پرنده‌ی بال‌شکسته‌ای رو دیدی که کنج دیوار کز کرده و وقتی می‌خوای بهش نزدیک بشی اضطراب رو تو چشماش می‌بینی...

گیریم از رو محبت و دلسوزی خواستی کمکش کنی تا پرواز کنه و تا آخر عمر کوتاهش پای اون دیوار نمونه...

اما راهش چوب برداشتن و ضربه زدن بهش بود؟!
بالش که شکسته بود... با هر قدم تو که مضطرب‌تر می‌شد... قرار نبود سنکوپ کنه که!
یا دلش بشکنه...!

 

 بیچاره له شد که!!!

 

/ 12 نظر / 4 بازدید
نمایش نظرات قبلی
نرگس

من خواب دیده ام که کسی میآید من خواب یک ستاره ی قرمز دیده‌ام و پلک چشمم هی میپرد و کفشهایم هی جفت میشوند و کور شوم اگر دروغ بگویم من خواب آن ستاره ی قرمز را وقتی که خواب نبودم دیده ام

نرگس

کسی میآید کسی میآید کسی دیگر کسی بهتر کسی که مثل هیچکس نیست، مثل پدر نیست ، مثل انسی نیست ، مثل یحیی نیست ، مثل مادر نیست

نرگس

و اسمش آنچنانکه مادر در اول نماز و در آخر نمازصدایش میکند یا قاضی القضات است یا حاجت الحاجات است

نرگس

و میتواند کاری کند که لامپ "الله " که سبز بود : مثل صبح سحر سبز بود . دوباره روی آسمان مسجد مفتاحیان روشن شود آخ .... چقدر روشنی خوبست چقدر روشنی خوبست

نرگس

کسی میآید کسی میآید کسی که در دلش با ماست ، در نفسش با ماست ، در صدایش با ماست کسی که آمدنش را نمیشود گرفت و دستبند زد و به زندان انداخت کسی که زیر درختهای کهنه ی یحیی بچه کرده است و روز به روز بزرگ میشود، بزرگ میشود کسی که از باران ، از صدای شرشر باران ، از میان پچ و پچ گلهای اطلسی کسی که از آسمان توپخانه در شب آتش بازی میآید و سفره را میندازد و نان را قسمت میکند

نرگس

خودم می زنم تو چشمش! شما فقط دستور بده!

علی لاو

سلام ابجی وبلاگ زیبایی داری تبریک میگم [گل][گل][گل]

نرگس

[ماچ][ماچ][قلب][قلب]

علی

خیلی پر معنا بود مرسی

jimbo

ahay narges jan dari pa to kefsh ma mikoni ama bedon azizam bazi vaghta bayad hejamat kard ta parande zende bemone