گیج در گیج !

 

چرا همه‌مون انقدر دور خودمون می‌چرخیم؟!

ما گیجیم یا این ویژگی این دنیاست که گیج‌مون می‌کنه؟!

خسته شدم از بس دور خودم چرخیدم ...

حتی موفق‌های دور و برم هم دست کمی از من ندارن ... فقط من بدون تعارف به زبون میارم٬ اون‌ها ملاحظه‌ی سوابق درخشان‌شون رو می‌کنن!!

کِی این گیجی و گمشدگی تموم میشه؟؟
باید منتظر تموم شدنش بشینیم یا باید برای تموم شدنش کاری بکنیم؟
(شد گیج در گیج!)

/ 5 نظر / 4 بازدید
سلمان

سلام من که همینجوریش هم گیج بودم ، دیگه الان از حرفهای شما شدم چیزی فراتر از گیج . گفتم که : نی من منم ، نی تو تویی ، نی تو منـــی هم من منم ، هم تو تویی ، هم تو منــی من بـــا تـــو چــــنانـــم ای نـــگار خـتــنی که هنوز هیچ ندانم که من توام یا تو منی ... مولانا از همه ما گیج تر بوده یاحق

سلمان

دوباره سلام ببخشید ، شعر رو اصلاح می کنم : کاندر غلطم که من تو ام یا تو منی ... حالا دیگه ثابت شد که من از همه گیج ترم ... یاحق

دمدمی

آخ من چقدر با ملاحضه کنندگان مشکل دارم!

رها

سلام المیرا جون! میبینی بازم به هم ریختمو راه خونه تو رو پیش گرفتم! زندگی من خیلی قاطی شده گره خورده یا به فول تو گیج در گیج شده اما با این وجود اینقدر زود میگذره که اصلا به گرد پاشم نمیرسم به قول یه از بچه های بلاگر:" زمان دچار رشد نابهنجاری شده پاهاش رشد عجیبی داشته اونقد که وقتی یه قدم برمیداره روی ماه بعد فرود میاد!" عجب روزگاریه!!!

فريبا

کاش آسمان درد کویر را می فهمید و اشک خود را نثار گونه های خشک او می کرد. کاش واژه حقیقت با لب ما صمیمی بود که برای بیان کردنش به شهامت نیازی نبود. کاش دلها این قدر خالص بودند که دعای ما قبل از پایین آمدن دستها مستجاب می شد. بهم سر بزن آپدیت کردم.