آخرین آرزو ؟!

یه نیاز جالب!

 

نمی‌دونم این مقاله  رو در مورد نیازمون به در آغوش گرفتن و در آغوش گرفته شدن  خوندین یا نه..
اگه نخوندین یه نگاه بهش بندازین... (البته اگه جوگیر نمی‌شین !)


دیشب ــ بعد از مدتها ــ خیلی دلم می‌خواست یه نفر رو بغل کنم..*  که خدا خواهرزاده‌ی پنج ساله‌ام رو رسوند..
اگه این فسقلی‌ها دور و برمون نبودن چیکار می‌کردیم؟!   ؛)



* نگین جوگیر شده‌ها! چند ماه پیش این مقاله رو خونده بودم!
وقتی صورتم روی صورتش بود یاد این مقاله افتادم!! 


الف .جمعه ٦ بهمن ۱۳۸٥

counter for tumblr