آخرین آرزو ؟!

یادم نره . . .

کاریز خوش دارد خیال کند

که رودها

تنها برای این هستند

که به او آب برسانند!


پ ن:  هر از گاهی٬ باید این سروده‌ی « تاگور » رو برای خودم زمزمه کنم.. تا یادم نره کاریز نباشم...


الف .یکشنبه ۱ بهمن ۱۳۸٥

counter for tumblr