آخرین آرزو ؟!

عنوان نداریم!

 

"من می‌میرم برای این که کسی  _حالا هر کجا که هست_ عین خودش باشد وقتی که آن‌جا نیست. یعنی خودش را پشت ظواهری که دو پول سیاه نمی‌ارزند مخفی نکند. یا از ترس این‌که دیگران چه قضاوتی درباره‌اش می‌کنند؛ خودش را یک طوری که نیست جلوه ندهد یا آن طوری که هست، خودش را نشان ندهد."

 


از کتاب کافه پیانو نوشته‌ی آقای فرهاد جعفری... همین چند دقیقه پیش داشتم می‌خوندم٬ از این تیکه‌اش خوشم اومد...


الف .سه‌شنبه ٢٢ امرداد ۱۳۸٧

counter for tumblr